محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

295

خلاصة الحكمة ( فارسى )

معجون / معاجين معجون : بدان كه معاجين مركباتى را گويند كه محتوى و متضمن باشند به تفتيح و تقطيع و جلا و تحليل و تسمين و حفظ صحت و غيرها را و آن جمع معجون مشتق از عجين و عجن است كه به معنى خمير است ، يعنى دواى مركب مخمر سرشته شده اجزاى آن در هم با عسل و يا شيرهء قند و يا هر دو و يا اشربهء ديگر به قوام آورده شده و لهذا شرط كرده‌اند كه اجزاى آنها بايد كه بسيار نرم باشند تا آن كه به زودى با هم فعل و انفعال نموده مزاج ثانوى و صورت وحدانى صناعى تركيبى بر آن فائض گردد تا به مجرد ورود در بدن احداث كيفيتى و خاصيتى جديد نمايند از رفع مرض و حفظ صحت و تقويت بدن و غيرها و براى حصول كيفيت و صورت بعد ساختن مدت چهل يوم يا كمتر يا زياده به حسب اجزاى مركب در جو مىگذارند تا نيكو مخمر گردند و مزاج ثانوى نيكو حاصل گردد . و اما طريق ساختن آنها : آن است كه ادويهء تازه و پاكيزه كه كهنه و پوسيده نباشد به هم رسانيده از چوب و خاشاك و اشياى غريبه و گرد و غبار پاك سازند و جدا جدا و با بعضى كه با هم مناسبت و در سختى و ملايمت مساوى باشند وزن نموده بكوبند و از پارچهء ابريشمى تافته بگذرانند كه نرم برآيد و باز وزن نموده داخل تركيب نمايند و حتى المقدور راضى به داخل نمودن بدل نشوند ، مگر به ضرورت خصوص آن كه جزء اعظم و اصل و عمود باشد در آن مركب ، زيرا كه اگر آن جزء را ساقط نمايند ، فايدهء كلى و مطلوب اصلى و غرض تركيبى ساقط مىگردد ، مثل معجون حبّ الغار و معجون يد الله و معجون حبّ القطن و معجون حبّ القرطم و معجون هليله و معجون حلتيت و معجون زراوند و معجون سورنجان و همچنين اگر غير اصل و عمود باشد ناقص مىگردد و در اجزاى غير اصل و عمود و اگر طبيب به حسب اقتضاى وقت و شخص و مرض تغيير و تبديلى كند شايد . و ادويه كه محتاج به حرق و سحق و غسل و تدبير و تشويه و تحميص و حل باشند ، هر يك را به دستور مقرر مذكور در محل خود ترتيب نمايند و آنچه محتاج به تصفيه باشد مانند صموغ بعد حل نمودن صاف نمايند و تربد و هليله‌جات را به روغن بادام چرب نمايند و بهترين ظرف ها از براى كوبيدن هاون سنگى يا نقره يا آهنى است و بعد از آن برنجى .